میراثآریا - برای جامعه عشایری، سیاهچادر تنها یک کالای مصرفی نیست؛ نماد سبک زندگی کوچنشینی و سازگاری هوشمندانه با طبیعت است. بافتهای از موی بز که در برابر باران منقبض میشود و مانع نفوذ آب است و در گرمای کویر با انبساط الیاف، امکان گردش هوا را فراهم میکند؛ سازوکاری کاملاً هماهنگ با اقلیم خشک و نیمهخشک شرق کشور.
این دانش بومی طی نسلها منتقل شده و زنان عشایر نقش اصلی در حفظ و انتقال آن داشتهاند.
از دام تا دار؛ فرآیند تولید یک میراث
چرخه تولید سیاهچادر، پیوندی کامل میان دامداری و صنایعدستی است:
1. چیدن موی بز در فصل بهار
2. شستوشو و تفکیک الیاف
3. ریسندگی دستی با دوک
4. تابیدن نخهای مقاوم
5. بافت روی دارهای افقی سنتی
هر تخته سیاهچادر، بسته به اندازه، بین ۲۰ تا ۴۵ روز زمان میبرد و وزن آن گاه به ۶۰ کیلوگرم میرسد. این فرآیند نهتنها مهارت فنی، بلکه صبر و تجربهای چندینساله میطلبد.
نهبندان؛ یکی از کانونهای اصلی بافت
در شهرستان نهبندان، دهها خانوار عشایری همچنان به این حرفه اشتغال دارند. تولید سالانه سیاهچادر در این مناطق به چند صد تخته میرسد که بخشی برای مصرف جامعه عشایری و بخشی وارد بازار فروش میشود.
کارشناسان حوزه صنایعدستی معتقدند در صورت ایجاد زنجیره بازاریابی منسجم، ظرفیت تولید میتواند به شکل قابل توجهی افزایش یابد.
روایت زنان؛ اقتصاد در متن زندگی
سیاهچادربافی برای زنان عشایر فقط یک هنر نیست؛ بخشی از اقتصاد خانوار است. بسیاری از آنان این مهارت را از مادران خود آموختهاند و در کنار مسئولیتهای روزمره، بافت را ادامه میدهند.
یکی از بافندگان منطقه میگوید: هر رج سیاهچادر مثل خطی از زندگی است. اگر بازار بهتر شود، دختران ما هم این کار را ادامه میدهند.
در شرایطی که فرصتهای شغلی در مناطق عشایری محدود است، این هنر میتواند منبع درآمد مکمل و پایدار باشد و نقش زنان را در اقتصاد محلی پررنگتر کند.
چالشها؛ میان سنت و بازار مدرن
با وجود ظرفیتهای فرهنگی و اقتصادی، سیاهچادربافی با موانعی روبهروست:
• نبود برند واحد و نشان جغرافیایی مشخص
• ضعف در بستهبندی و بازاریابی
• هزینه بالای حملونقل به دلیل وزن محصول
• رقابت با محصولات صنعتی ارزانتر
بسیاری از تولیدکنندگان به بازارهای محدود محلی وابستهاند و دسترسی مستقیم به خریداران عمده ندارند.

کاربردهای نوین؛ فرصتی برای تحول
سیاهچادر دیگر تنها سرپناه عشایری نیست. در سالهای اخیر کاربردهای جدیدی برای آن تعریف شده است:
• استفاده در اقامتگاههای بومگردی
• برپایی غرفههای سنتی در نمایشگاهها
• طراحی فضاهای گردشگری و روستیک
• تولید محصولات جانبی مانند سایهبان، کیف و عناصر دکوراتیو
این تنوع کاربری میتواند ارزش افزوده بالاتری ایجاد کند و بازار هدف را گسترش دهد.
پیوند با گردشگری و اقتصاد فرهنگی
کارشناسان معتقدند توسعه گردشگری عشایری میتواند موتور محرک احیای این هنر باشد. نمایش زنده مراحل بافت، برگزاری جشنوارههای بومی و تجربه اقامت در سیاهچادر برای گردشگران، سیاهچادربافی را از یک «محصول» به یک «تجربه فرهنگی» تبدیل میکند.
اگر حمایت نهادی، آموزش نسل جوان، حضور در نمایشگاههای تخصصی و فروش اینترنتی هدفمند همزمان دنبال شود، این هنر میتواند به یک برند شاخص فرهنگی–اقتصادی برای خراسان جنوبی بدل شود.
آیندهای که باید بافته شود
سیاهچادربافی امروز در نقطه عطفی تاریخی قرار دارد. از یکسو میراثی کهن است که ریشه در سبک زندگی عشایری دارد، و از سوی دیگر ظرفیتی اقتصادی برای توسعه پایدار مناطق کمتر برخوردار. حفظ این هنر، حفظ دانشی بومی درباره سازگاری با طبیعت، تقویت اقتصاد خانوارهای عشایری و پاسداشت هویت فرهنگی شرق ایران است. تار و پود سیاهچادرهای خراسان جنوبی، اگر با برنامهریزی و حمایت همراه شود، میتواند فراتر از یک سرپناه سنتی، به سایهای گسترده بر بازارهای ملی و حتی جهانی تبدیل شود؛ سایهای از جنس فرهنگ، مهارت و ماندگاری.
انتهای پیام/

نظر شما